کد خبر: ۹۷۲۰
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۲
سید مجتبی رضوی کارشناس اقتصادی
کشور از سال 1386 تاکنون در پی ضربات شدید ناشی از بد اجرا شدن طرح تحول اقتصادی، اوج گیری تحریم ها، تکانه های ارزی شدید و .... دچار رکودی فراگیر گردیده که در خوشبینانه ترین تحلیل ها هم خروج از آن نمی تواند کار آسانی برای دولتمردان باشد.

طرف تقاضا در موارد مصارف عمومی بسیار ضعیف در موارد مصارف خاص تقریبا قفل گردیده است. نرخ منفی رشد صنعت در سالهای اخیر تاییدی بر این مدعا بوده که ماحصل آن خاموشی برخی صنایع و حرکت بسیار کند دیگر صنایع در این وانفساست. همه اینها در حالی است که اسناد بالا دستی مصوب شده نظیر سند چشم انداز و برنامه های تدوینی 5 ساله و حتی برنامه های 5 ساله بخش های مادر اقتصادی نظیر پتروشیمی فولاد و غیره،  هر سرمایه گذاری را در سالهای قبل وا می داشت تا با توجه به اهداف در نظر گرفته شده برای کشور دست به جیب شده و با کمک تسهیلات بانکی واحد خود را راهوارتر و قویتر کرده و به امید توسعه کشور طرحهای گسترش نرم افزاری و سخت افزاری واحدهای صنعتی خود را عملی سازند. اما متاسفانه بروز رکود و چالش های سنگین واحدهای صنعتی کشور را نه تنها از حرکت رو به رشدشان مایوس نمود بلکه دیگر سرمایه گذران را نیز ترغیب کرد که  به همان سود سپرده های بانکی خود ذلخوش کنند!! و با اخذ جربزه سرمایه گذاری عملا  طوری شد که چرخ های طرف عرضه نیز به گل نشست.

در این گیر و دار،  تحریم ها ،کاهش درآمدهای ارزی و رکود در یک اتحاد نامیمون وضع را به گونه ای رقم زدند که  از سرمایه گذاری در بخشهای بالادستی صنعت کاسته و تقریبا روند پروژه هایی را که در لوای طرح های مختلف فولاد و پتروشیمی استارت شده بودند و می باید به مانند یک لکوموتیو  کلیه صنایع پایین دستی را به حرکت در آورند، با کندی محسوسی مواجه نمود که به تبع واحدهای تامین کننده تجهیزات این نوع طرحها ( که عموماً از واحدهای کوچک و متوسط هستند) هم دچار چالش گردیدند.

صنعت نسوز کشور هم که یکی از تامین کنندگان اصلی این نوع پروژه ها محسوب می شود با توجه به جمیع اهداف توسعه ای کشور که در جدول ذیل قسمتی از آن آورده شده اقدام به آماده سازی خود به این نیازهای در حال ایجاد نمود.

نوع صنعت

ظرفیت فعلی

میزان مصرف مواد نسوز

در شرایط فعلی

میزان تولید پیش بینی شده در سال 1404

میزان مصرف مواد نسوز

پیش بینی شده در سال1404

فولاد

15 میلیون تن

5/187 هزار تن

55 میلیون تن

8/602 هزار تن

سیمان ( کلینکر)

110 میلیون تن

88 هزار تن

120 میلیون تن

96 هزار تن

آلومنیوم

477 هزار تن

7/4 هزار تن

2/1 میلیون تن

12 هزار تن

سرب و مس

30000

1 هزار تن

50000 تن

2هزار تن

پتروشیمی

100

5/97 هزار تن

126 میلیون تن

7/60 هزار تن

سایر

 

15 هزار تن

 

ماخذ: کتاب" طرح تدوین استراتژی صنعت دیرگداز ایران"

 

همانگونه که در جدول فوق مشاهده می شود میزان مصرف اقلام و محصولات نسوز در سال 1404 باید حدود دو برابر شرایط فعلی باشد و این عدد،  توجیهی منطقی برای سرمایه گذاری اقتصادی طرح های توسعه صنعت نسوز ، در بخشهای مورد نیاز می باشد. صنعت نسوز راهی بسیار طولانی برای قبولاندن صنایع مادر کشور به استفاده از محصولات وطنی به جای محصولات خارجی طی نموده که این راه از قرار با بداخلاقی بسیاری از دست اندرکاران خرید در صنایع نفت، پتروشیمی و فولاد که به مفارقت با طرفهای خارجی خو گرفته اند کماکان بی انتها به نظر می رسد. ذائقه مصرف کنندگان متریال نسوز در صنایع مادرکشور به مصرف محصولات نسوز وارداتی و خارجی عادت کرده بودند و متاسفانه ورود به این مارکت برای ایرانی ها دشوارتر از خارجیها به نظر می رسد.

ولی همیت و تلاش تولیدکنندگان فرآورده های نسوز کشور که اتفاقا صنایع با کارگربری قابل ملاحظه ای نیز می باشند به گونه ای بوده که عملاً خود را به طرحهای بزرگ فولادی، نفتی و پتروشیمی کشور که در سالهای اخیر اجراء و راه اندازی شده اند تحمیل کرده و با کیفیت، کمیت و قیمت رقابتی خود بر حضور بسیاری از رقبای خارجی خط بطلان کشیده اند. اجرای 22 طرح احیا مستقیم فولاد با استفاده از نسوزهای داخلی ، اجرای چندین طرح الفین و اوره و آمونیاک و متانول با همین نسوزها حرفی در مقابل این ادعا بر جا نگذاشته است و موجبات گسترش اطمینان بخش های مهندسی و بازرسی این طرح ها را فراهم ساخته است.

باید اذعان نمود که تحریم حداقل در این مورد و موارد مشابه به افزایش استفاده از توان داخل انجامید و این امید را در دل این صنعتگران زنده کرد که پس از تحریم ها و با توجه به مسجل شدن کیفیت این محصولات تولید داخل اساساً رویکرد خرید این نوع تولیدات از خارج منسوخ خواهد شد اما با کمال تاسف این تصور در حد همان تصور باقی ماند چرا که با اولین بارقه های رفع تحریم و اجرایی شدن برجام گاهی به بهانه قرارذادهای EPC ، گاهی به بهانه فاینانس، گاهی به بهانه بلوکه بودن ارزهایمان در خارج و .... مجدداً اشتیاق به خرید کالاهای نسوز از خارج سر بر آورده و موجبات آن را فراهم ساخته که کاسبان تحریم حالا در پساتحریم هم با لطایف الحیل بسیار اقدام به خرید کالاهایی نمایند که علاوه بر ضرر و زیان به واحدهای صنعتی داخلی باعث بیکاری کارگران ایرانی را فراهم خواهد ساخت.

حال میتوان گفت که اگرچه در گسترش فرهنگ استفاده از محصولات نسوز عوامل زیادی از جمله همراهی بخش های مهندسی طرحها و مجتمع ها، استفاده از تاکتیکهای علمی فروشندگان داخلی در حوزه بازاریابی و ایجاد دپارتمانهای مهندسی فروش در واحدها، سهولت در تهیه و دریافت نسوزهای داخلی در مقایسه با خارجی­ها نقش موثری داشته اند ولی شاید مهمترین عامل این تغییر رویکرد را باید در صعوبت و سختی و در اکثر اوقات ناممکن بودن تهیه این مواد از خارج جستجو کرد که تحریم ها را در قامت فرشته های یاری دهنده واحدهای صنعتی داخلی بطور اعم و واحدهای تولیدی نسوز بطور اخص در آورده بود.

خوشبختانه جای شکرش باقی است که هنوز درآمدهای نفتی به گونه ای نشده که امکان خریدهای کاملاً بی در و پیکر را برای بخش های دولتی و خصولتی فراهم آورد و شوربختانه اینکه صنعتگران داخلی باید عامل رشد و توسعه خود را در تحریم ها و عدم تمکن کافی ارزی دولت جستجو کنند.

سمت گیری راهبردی کشور در سرمایه گذاری در بخش های نفت پتروشیمی و فولاد که بواسطه مزیت های رقابتی کلی در کشور حادث شده چاره­ای جز این باقی نمیگذارد که به صنعت نسوز توجه ویژه تری مبذول و در یک تصمیم ملی هم  در دستگاه قانون گذار کشور یعنی مجلس محترم شورای اسلامی و هم متولیان  بخشهای صنعتی کشور نظیر وزارتخانه های صنعت معدن تجارت و  نفت و حتی وزارتخانه های مرتبط نظیر تعاون رفاه کار و امور اجتماعی با یکدیگر همسو شده و به حمایت از این توان بالقوه بپردازند.

متاسفانه در بسیاری از پروژه ها هم در عرصه فولاد هم در گندله سازیها و هم در پتروشیمی سایه خرید محصولات نسوزی که سالهاست از بومی شدنشان می گذرد  بطور فاجعه باری بر سر صنعت نسوز کشور سنگینی می کند . این پروژه ها با بهانه فاینانس و یا سخت گیریهای مزورانه شرکاء و مهندسان  خارجی دخیل در طرح ها اقدام به حذف واحدهای توانای حاضر در عرصه نسوز کشور نموده و متاسفانه با یارگیری از برخی مسئولین پروژه ها تیشه به ریشه این صنعت در پسابرجام می زنند. خرید نسوزهای طرح هایی نظیر "پتروشیمی لردگان"، "متانول مرجان"، "گندوله سازیهای سنگان" ، "بوتیا"، ...... و در این اواخر" متانول دنا " می توانست ضمن ممانعت از خروج ارز قابل ملاحظه دنا هر کدام می توانند ضمن ایجاد ارزش افزوده قابل ملاحظه از بیکاری کارگران واحدهای تولیدکننده نسوز داخلی جلوگیری کنند.

مبرهن است که نگاه متولیان کلان اجرایی کشور مخالفت با چنین رویکردهایی است ولی مابه ازای بیرونی این مخالفتها کمتر دیده شده و در وانفسای رکود حاضر این پروژه ها آزادانه و با سوء استفاده از فضای باز ایجاد شده در پسابرجام پتانسیل های داخلی را نادیده انگاشته و مبادرت به خرید از خارج کرده و کام شیرین شده صنعت از تصویب برجام را به تلخی میکشانند.

صنعت نسوز میتواند به عنوان صنعتی با توانایی ایجاد ارزش افزوده قابل ملاحظه در عرصه اقتصاد کشور خودنمایی کند و در یک دیدگاه کلان ملی می توان از این صنعت به عنوان صنعت تکمیلی صنایع مادر کشور استفاده گردد در غیر اینصورت تمامی زحماتی که تا به امروز در بخش خصوصی کشور در این حوزه کشیده شده با کج سلیقگی و سوء استفاده برخی افراد مرتبط به باد خواهد رفت.

نام:
ایمیل:
* نظر: